يحيى دولت آبادى

231

حيات يحيى ( فارسى )

حكومتى كه فقط تماشاچى بدبختيها و فلاكت ملت خود واقع نگردد حكومتى كه تجليل و تعظيم قشون را از اولين سعادت مملكت بشمار آورد نيرو و راحتى قشون را يگانه راه نجات مملكت بداند حكومتى كه بيت المال مسلمين را وسيله شهوترانى مفتخواران تنبل و تن‌پروران بىحميت قرار ندهد حكومتى كه سواد اعظم مسلمين را مركز شقاوتها و كانون مظالم و قساوت نسازد حكومتى كه در قطار سرزمين آن هزارها اولاد مملكت از گرسنگى و بدبختى حيات را بدرود نگويند حكومتى كه ناموس و عصمت گيلانى تبريزى كرمانى را با خواهر و مادر خود فرق نگذارد حكومتى كه براى زينت و تجمل معدودى بدبختى مملكت را تجويز ننمايد حكومتى كه بازى دست سياسيون خارجى نباشد . ما سرباز هستيم و فداكار و حاضر شده‌ايم براى انجام اين آمال خون خود را نثار نمائيم و غير از قوت و عظمت قشون براى حفظ شهريار و وطن مقدس آرزوئى نداريم هرلحظه چنين حكومتى تشكيل شود و موجبات شرافت وطن آزادى آسايش و ترقى ملت را عملا نمودار سازد و با ملت نه مثل گوسفندان زبان بسته رفتار نمايد بلكه بمعنى واقعى ملت بنگرد آن لحظه است كه ما خواهيم توانست بآتيه اميدوار بود چنان كه نشان داديم وظيفه مدافعه وطن را ايفا نمائيم با تمام برادران نظامى خود ژاندارم افواج پليس كه آنها هم با دلهاى دردناك شريك فداكاريهاى اردوى قزاق بودند كمال صميميت داشته و اجازه نخواهيم داد كه دشمنان سعادت قشون بين ماها تفرقه و نفاق بيفكنند همه شاه‌پرست و فداكار همه اولاد ايران همه خدمتگذار مملكت هستيم زنده باد پادشاه ايران پاينده باد ملت ايران قوى و باعظمت باد قشون و قزاقان دلاور ايران رئيس ديويزيون قزاق اعليحضرت شهريارى و فرمانده كل قوا رضا » اين بيانيه منتشر مىشود و در صورتى كه با دربر داشتن قسمتهاى سياسى كه با توجه به آنچه در فصلهاى اخير اين كتاب ذكر شده بر خوانندگان پوشيده نيست راجع بقصور و تقصير دولتهاى پيش حقايقى را هم دربر دارد در خلق تهران اثر نيكو نبخشيد و هركجا چشم پليس و قزاق را دور ديدند از ديوارها كندند و نابود ساختند چرا ؟ براى آنكه در اين پيش‌آمد انگشت خارجه را ميديدند و نميتوانستند قضاوت كنند كه شايد روزى